السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

134

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اما اگر يكى از اين دو نفر بخواهند اتومبيل را حركت دهند اتومبيل به حركت در نخواهد آمد ؛ زيرا علت تامه تحقق پيدا نكرده و حركت اتومبيل با وجود يك نفر كه علت ناقصه است متحقق نخواهد شد . در اين فرض معلول به بعضى از اجزاى علت تامه متوقف گشته كه آن را علت ناقصه مىنامند . فرق بين علت تامه و ناقصه متن وتفترقان بأنّ العلّة التامّة يلزم من وجودها . . . علّةٌ تامّةٌ لعدم المعلول . ترجمه فرق علت تامه و ناقصه در اين است كه از وجود علت تامه ، وجود معلول آن لازم مىآيد همان گونه - كه خواهد آمد « 1 » - و از عدم علت تامه عدم معلول لازم مىآيد . اما از وجود علت ناقصه وجود معلول لازم نمىآيد لكن از عدم او عدم معلول حاصل مىگردد ( اين كه از وجود علت ناقصه معلول پديد نمىآيد اين به آن جهت است كه ) معلول متوقف است بر او و بر غير او ( و با فقدان غير او معلول محقق نمىشود ) . لازم است دانسته شود كه عدم علت خواه تامه باشد يا ناقصه ، علت تامه براى عدم معلول مىباشد . شرح علت تامه با علت ناقصه يك وجه اشتراكى دارند و يك وجه افتراقى . اما وجه اشتراك اين دو آن است كه با فقدان علت تامه و ناقصه ، معلول موجود نمىشود . معلول با عدم علت ، خواه تامه باشد يا ناقصه امكان تحقق ندارد ، زيرا همان گونه كه با عدم علت تامه معلول حاصل نمىشود ، با عدم علت ناقصه هم امكان تحقق ندارد . در

--> ( 1 ) . در فصل بعدى